تبليغاتX
امید رهایی - قناریها
به یاد قناریهایم....

 

به قناریها فکر کرده ای؟

به اوج گرفتنشان در خیال

و مرگشان در قفس؟

به دانه چیدنشان از عشق

و به رنجیدنشان از شک؟

 

به قناریها فکر کرده ای؟

وقتی مرگ سبکسرانه می بلعدشان

و آوازشان  در گلو می خشکد؟

 قفس یکباره خاموش می شود

و چشمهایشان را مورچه می خورد؟

 

به قناریها فکر کرده ای

که همچون ما

در خیال بهار و باغ می پرند

و چشمهای کوچکشان هر صبح

به روی آینه باز می شود؟

 

فکر کن به قناریها

به سهم کوچکی که از دنیا می برند

و به آواز قشنگی که در آن می خوانند...

به آواز قشنگی که در آن

تا لحظه مرگ می خوانند.

صبح)

نوشته شده توسط ص ب ح (راشین گوهرشاهی) در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت | لینک ثابت |