مجهول الهویه!
از تو بجز سرگیجه ای از یاس چیزی در من نمانده و رویای خاموش چشمهای تو چون سایه ای از حزن دیریست در دلم خانه گزیده...تمام بزرگتر ها مرا از اندیشیدن به توهم بازگشتت باز داشته اند ...اما بگذار این آدم بزرگها هرچه دلشان می خواهد بگویند...اگر سهم من از حضور تو تنها اندیشیدن به همین رویای وهم آلود است بگذار بماند. بگذار چراغ دلم را برفروزد و به پلکهای سنگینم رنگ شادی دهد. بگذار سهم من از حضورتو تنها رویایی باشد که با من میزید...راه می رود...شعر میگوید...در دل رویاهام دیگر کدام بزرگتری می تواند مرا از حضور تو نهی کند؟ دستم را بگیرد و در دادگاه حقوق بشر سنگسار کند؟ در دادگاه هایی که در آن همیشه حق با دیگران است. حق با دیگرانی که تو برده وار در جمع آنان میزیی و اجازه اندیشیدن به چیزی جز قوانینشان، مطالباتشان و هوسهایشان را نداری...حق پا فراتر نهادن از چهارچوب شرعیات و منعیاتشان را نداری....به دنیا می آیی چون آنها میگویند...روی دوپا راه می روی چون آنها میگویند و از همان اول دو سالگی که شوق پریدن در تو سرکش است سر جایت دست به سینه می نشینی چون آنها می گویند...میگویند که تو آدمی و آدم پری برای پریدن ندارد! چه حرف عجیبی ! بزرگترین دروغ دنیا را چه راحت بر زبان می آورند! مگر می شود آدم نتواند بپرد! با دروغها انس میگیری و سرجایت می نشینی و جم نمی خوری چون آنها می خواهند! بزرگ می شوی .. مذهب میگزینی....درس میخوانی...ممتاز میشوی چون آنها می خواهند....شعر میگویی چون آنها می خواهند...طرح میکشی چون آنها می خواهند... سرکار می روی چون آنها می خواهند...حذف می شوی چون آنها می خواهند...ازدواج میکنی چون آنها می خواهند...بچه می آوری چون آنها می خواهند....بغضت را فرو می خوری چون آنها می خواهند...دردت رامیبلعی چون آنها می خواهند... مثل مترسک می خندی چون آنها می خواهند....وآنوقت می شود یکی بود یکی نبود.... می آیی مثل پریزادها می نشینی لب زلالترین چشمه...همانطور که در کودکیت خیال میکردی... و در رنگ آب آرزوهایت را میبینی....رویاهای کودکیت را.... شاهزاده رویاییت با اسب سپید می آید...صدایت میکند...اسبش شیهه میکشد... خیال میکنی هنوز کودکی...خیال میکنی می توانی هنوز در رویایت عاشق باشی...مثل کبوتر پرواز کنی و بر شانه شاهزاده رویایت بنشینی...قه قهکی می زنی و کودکانه می رقصی و میروی...
سنگسارت میکنند...و روی سنگ قبرت می نویسند....مجهول الهویه!